|
چيزي شبيه به معجزه است؛وقتي هر شب به خير مي گذرد ،بي آنكه تو بگويي :شب به خير گلم!!!
صبر....فریب بزرگیست! عمریست با غوره ها کلنجار میروم.... حلوا نمیشوند!!
از همان ابتدا دروغ گفتند! مگر نگفتند که "من" و " تو"....."ما" میشویم پس چرا حالا "من" اینقدر تنهاست؟؟ از کی " تو" اینقدر سنگ دل شد؟؟ اصلا که آمد و "تو" را با خود برد و شدید " می بینی قصه ی عشقمان را فاتحه ی دستور زبان را باید خواند!!!
این جا سرزمین واژگان واژگون است جایی که"گنج" "جنگ" می شود "درمان" "نامرد" می شود "قهقهه" "هق هق" می شود اما
نا اميدي
چرا تا شکفتم.. چرا تا تو را داغ بودم....نگفتم؟؟ چرا بی هوا سرد شد باد؟؟ چرا از دهن حرف های من افتاد؟؟
کاش گاهی وقتا خدا از پشت اون ابر ها میومد بیرون و گوشم رو محکم می گرفت و داد می زد که آهـــــــــــــــــای !!! ... ... بگیر بشین سر جات اینقدر غر نزن…. همینه که هست ! و آروم توی گوشم می گفت:نگران نباش همه چی درست میشه...
سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده
یادت هست....؟! روزی پرسیدی این جاده به کجا میرود...؟! و من سکـــــوت کردم...؟! دیــــــدی..........؟ این جاده جایـــی نرفت.... ان که "رفــــت "تو بودی
من دهقان فداکاری شده ام که تمام وجودش را به آتش کشیده..روبرویت وتو...قطاری که چشم دیدن مرا ندارد....
ساعتی شنی ام!
سنگی خرد شده! فرو ریختم! خالی شدم! مرا برگردان......
دلتنگی من تمام نمی شود!
همین که فکر کنم من وتو دو نفریم دلتنگ تر می شوم برای تو........
سرم را نه ظلم میتواند خم کند
نه مرگ نه ترس سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود...
زخم كه مي خوري ؛مزه مزه اش كن ...حتما نمكش آشناست...
بهم گفته بود زندگيشم... اما بعدها فهميدم كه از زندگيش متنفره...
دلم گرفته است
روزهاست که از سقف خاطراتم یاد تو میچکد..... باران بند بیاید از این خانه میروم... به یادت حتی بهشت را هم نمیخواهم!!!
صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو........ یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو... خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو .... لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو..... یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو ....
كاش كودك بوديم كه بزرگترين شيطنتمان نقاشي روي ديوار بود نه روي دل!
بوی تو میداد تنم
کوچه مست شد پدرم خواب دید مادر فهمید پسر همسایه نفرینم کرد و هیچ کس باور نکرد که من تنها با خیال تو عشق بازی میکنم!!!
بعد از تو جاي خالي دلم مثل كفش سيندرلا اندازه ي هيچ يك از مردمان شهر نشد ...حتي به زور !!!
به سرنوشت بگوييد اسباب بازي هايت بي جان نيستند !!! آدمند،مي شكنند...آرام تر...
دلتنگ كودكي ام !!! يادش به خير ...قهر مي كرديم تا قيامت و لحظه اي بعد قيامت مي شد!!!
گفتند فراموش كردن ساده است...تو فراموش كن من ساده ها را بلد نيستم!!!
براي چشمانم نماز باران بخوان، از دوريت بغض كرده ،اما نمي بارد...
کجا بروم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بختک نشوی به جانم |
About![]()
Man kheyli tanham ...inja ro entekhab kardam ta ye kam az tanhayi biron biyam...khosh hal misham baram nazar benevisin...
Home
|